خیره شدن /xiːɾɛ ʃodæn/ Noun

English
gaze
Nederlands
blik

Example

  • او با لبخندی [نگاهِ] او را پاسخ داد.
  • He met her gaze with a smile.
  • پاسخ دادن به نگاه، یک تعامل اجتماعی مهم است.