پیچیدگی /piːtʃiːdeɡiː/ Noun
- English
- complexity
- Nederlands
- complexiteit
Example
- پیچیدگیِ مغزِ انسان همچنان یک راز باقی است. (پیچیدگی / دشواری / تَشابُک) — ژرفای پیچیدگیِ مغزِ انسان همچنان یک راز باقی است.
- The complexity of the human brain remains a mystery.
- استفاده از «همچنان» حس تداوم وضعیت را میرساند.