سرزنده /sær.zæn.dɛ/ Adjective

English
vibrant
Nederlands
bruisend

Example

  • شب‌های شهر تهران بسیار «پُرشور» است. (شب‌های شهر تهران بسیار زنده و پر جنب و جوش است.)
  • The city has a vibrant nightlife.
  • در اینجا 'پُرشور' به انرژی شبانه اشاره دارد.