پیادهسازی /piːjɒːsɒːziː/ Noun
- English
- transcript
- Nederlands
- transcriptie
Example
- روزنامهنگار رونوشتِ مصاحبه را پیش از انتشار بررسی کرد. (روزنامهنگار رونوشتِ مصاحبه را پیش از انتشار بررسی کرد.)
- The journalist checked the transcript of the interview before publishing.
- استفاده از 'رونوشت' در اینجا کاملاً طبیعی و مدرن است.