رو به وخامت گذاشتن /ruː be vexhɒːˈmæt gozɒːʃˈtæn/ Verb
- English
- deteriorate
- Nederlands
- verslechteren
Example
- سلامتی او پس از عمل جراحی به سرعت رو به زوال نهاد. (تنزل یافتن / وخیمتر شدن / فرسوده شدن)
- Her health deteriorated rapidly after the surgery.
- استفاده از 'رو به زوال نهادن' برای وضعیتهای حیاتی بسیار فاخر است.