ساده /sɒːdɛ/ Adjective
- English
- plain
- Nederlands
- eenvoudig
Example
- او یک پیراهن مشکیِ **ساده** برای مراسم پوشیده بود. (ساده / بیآلایش / روشن) — او یک پیراهن مشکیِ **ساده** برای مراسم پوشیده بود.
- She wore a plain black dress to the ceremony.
- ساده در اینجا بر سادگی و عدم تجمل تأکید دارد.