گیج شدن /ɡiːdʒ ʃodæn/ Verb
- English
- confuse
- Nederlands
- verwarren
Example
- بهروزرسانی جدید نرمافزار احتمالاً کاربران قدیمیتر را **سردرگم خواهد کرد**.
- The new software update is likely to confuse older users.
- استفاده از آینده ساده برای پیشبینی وضعیت.