شایعه /ʃɒːjeʔe/ Noun
- English
- rumour
- Nederlands
- gerucht
Example
- شایعهٔ مداومی [پیچیدن / شنیدن / شنیده شدن] هست که دفتر شرکت در حال جابهجایی است.
- There is a persistent rumour that the office is moving.
- در اینجا «پیچیدن» (to spread) بهترین فعل همراه است.