نمایش /næmɒːˈjeʃ/ Noun

English
spectacle
Nederlands
vertoning

Example

  • رژهٔ امسال، یک **تماشاخانه**ٔ رنگ و صدا بود. (نمایش باشکوه / صحنهٔ دیدنی / منظرهٔ مهیج)
  • The parade was a magnificent spectacle of color and sound.
  • استفاده از 'تماشاخانه' در اینجا برای اشاره به عظمت بصری است.