تکمیل کردن /mo.kæm.mæl/ Verb
- English
- complement
- Nederlands
- aanvullen
Example
- منوی عالی رستوران با فهرست نوشیدنیهای خوب [تکمیل میشود].
- The excellent menu is complemented by a good wine list.
- در اینجا، نوشیدنیها نقص منو را برطرف نمیکنند، بلکه آن را ارتقا میدهند.