اندازه بودن /ændɒːzeh buːdæn/ AdjectiveEnglishfitNederlandspassenExampleورزشکاران حرفهای باید خیلی تندرست باشند.Top athletes have to be very fit.تندرست بودن در اینجا به معنای آمادگی جسمانی بالا است.