ضرورت /zæruːˈɾæt/ Noun
- English
- necessity
- Nederlands
- noodzaak
Example
- آب پاک، **ضرورتِ** بنیادین برای همهی جوامع است. (آب پاک، **بایستگیِ** بنیادین برای همهی جوامع است.)
- Clean water is a basic necessity for all communities.
- استفاده از «بایستگی» لحنی کمی شاعرانهتر دارد.