بدبختی /bædbæxtiː/ Noun
- English
- misery
- Polski
- cierpienie
Example
- ماههای طولانی زمستان، دورهای از **اندوهِ محض** برای روستاییانِ تنها بود.
- The long winter months were a period of pure misery for the isolated villagers.
- استفاده از «اندوه محض» لحن ادبی و سنگینی دارد.