هنرمند /honærˈmænd/ Noun

English
artist
Polski
artysta

Example

  • این گالری آثار یک هنرمند محلی را به نمایش می‌گذارد.
  • The gallery features work by a local artist.
  • در فارسی، 'هنرمند محلی' بار معنایی مثبتی از اصالت و بومی‌گرایی دارد.