مصدوم /mɒsduːm/ AdjectiveEnglishinjuredPolskirannyExampleپایِ **آسیبدیدهاش** مانع از ادامهی پیادهروی او شد.His injured leg prevented him from walking.استفاده از 'آسیبدیده' برای اعضای بدن رایج است.