بدبخت /bædˈbæxt/ Adjective

English
miserable
Polski
żałosny

Example

  • از سرما و خیسی، ما واقعاً **دچار رنجی جانکاه** بودیم.
  • We were cold, wet, and thoroughly miserable.
  • استفاده از ترکیب «رنج جانکاه» برای تأکید بر عمق احساس.