به جلو /be dʒoˈlo/ Adverb

English
forth
Polski
wystąpić / ujawnić się (kontekstowo)

Example

  • آنان با طلوع خورشید، **به پیش** نهادند. (برآمدن / آغازیدن / رفتن)
  • They set forth at dawn.
  • استفاده از «نهادن» حس قدم برداشتن آگاهانه را می‌دهد.