حاد /hɒːd/ Adjective

English
acute
Polski
dotkliwy

Example

  • کمبود آب در منطقه، نیازمند **اقدامی بسیار شدید** است. (بسیار شدید / حیاتی / جدی)
  • There is an acute shortage of water in the region.
  • استفاده از «بسیار شدید» برای کمبود، رایج‌تر از ترجمه مستقیم است.