برج /bordʒ/ NounEnglishtowerPolskiwieżaExampleزنگِ برجِ کلیسا، ظهر به صدا درآمد. (منار / ستون / بلندمرتبه)The church bell tower rang at noon.در اینجا «برج» به سازهی مستقل اشاره دارد.