دانشمند /dɒːneʃˈmænd/ Noun
- English
- scholar
- Polski
- uczony
Example
- او یک دانشمند برجستهٔ تاریخ قرون وسطی است. (او یک دانشمندِ برجستهٔ تاریخِ قرونِ وسطی است.)
- She is a renowned scholar of medieval history.
- استفاده از ترکیب اضافی (دانشمندِ تاریخ) بسیار رایج است.