ملوان /mællɒːn/ Noun

English
sailor
Polski
żeglarz

Example

  • دریانوردِ با تجربه طناب‌ها را پیش از طوفان بررسی کرد.
  • The sailor checked the ropes before the storm.
  • استفاده از «دریانورد» لحنی فاخرتر از «ملوان» دارد.