دزدیدن /dozdiːdæn/ دزدیدن

English
steal
Polski
kraść / ukraść

Example

  • او سعی کرد کیف دستی زن را در شلوغی بازار بدزدد.
  • برداشتن پنهانی و غیرقانونی چیزی که متعلق به دیگری است.