اعمال /eʕmɒːl/ Noun

English
enforcement
Polski
egzekwowanie

Example

  • اعمالِ سخت‌گیرانه‌ی مقررات برای حفظ امنیت عمومی ضروری است. (اجرا / اِعمال / اِعمال)
  • The strict enforcement of regulations is necessary for public safety.
  • استفاده از «اعمال» حس قدرت و اجبار بیشتری دارد.