اختراع /exterɒːʕ/ Noun

English
invention
Polski
wynalazek

Example

  • تلفن، یک **اختراع** دگرگون‌کننده زندگی بود.
  • The telephone was a life-changing invention.
  • اختراع بار معنایی رسمی‌تر از 'ایده جدید' دارد.