عاشقانه /ɒːʃeqɒːne/ Noun

English
romance
Polski
romans

Example

  • عشق‌بازیِ تعطیلاتِ آن‌ها به محض بازگشت به خانه تمام شد.
  • Their holiday romance ended as soon as they returned home.
  • در اینجا 'عشق‌بازی' حس موقتی بودن را بهتر منتقل می‌کند.