همقطار /hæm.ɢætɒːɾ/ Adjective
- English
- fellow
- Polski
- współ- (jako przedrostek/przymiotnik)
Example
- میخواهم از شهروندانِ [هممرتبه] خود برای حمایتشان سپاسگزاری کنم.
- I want to thank my fellow citizens for their support.
- استفاده از هممرتبه حس برابری و تعلق را منتقل میکند.