مُزاحم / آدمِ چندش /kriːp/ فعل
- English
- creep
- Polski
- skradać się / creep (rzeczownik)
Example
- سعی کردم تا والدینم بیدار نشوند، یواشکی از پلهها [خزیدم].
- I crept up the stairs, trying not to wake my parents.
- خزیدن در اینجا حس احتیاط و آهستگی را منتقل میکند.