تمام /tæmɒːm/ AdjectiveEnglishentirePolskicałyExampleکُلِ روستا ویران شد. (تمامِ روستا / یکسره روستا)The entire village was destroyed.استفاده از «کُلِ» با کسره اضافه (اِضافه) برای پیوند با اسم بعدی رایج است.