کلبه /kolbeh/ NounEnglishcottagePolskidomekExampleآنها تعطیلات خود را در یک کلبهی سقفحصیری سپری کردند.They spent their holidays in a thatched cottage.سقف حصیری حس قدیمی و روستایی بودن را تقویت میکند.