غیرنظامی /ɢejre nezɒːmiː/ AdjectiveEnglishcivilianPolskicywilExampleاو پس از پایان خدمت، به زندگیِ مَدَنی بازگشت. (بازگشت / زندگی / مَدَنی)He returned to civilian life after his service.استفاده از «مَدَنی» در اینجا بسیار شیک و رایج است.