غامض /ɢɒːmɛz/ Adjective

English
abstruse
Polski
zawiły

Example

  • سخنرانی استاد درباره مکانیک کوانتوم، بسیار مُغْلَق بود.
  • The professor's lecture on quantum mechanics was abstruse.
  • استفاده از مُغْلَق حس کلاسیک و سنگینی مطلب را می‌رساند.