مشاهده /moʃɒːhæde/ Noun

English
observation
Polski
obserwacja

Example

  • پژوهش بر پایه‌ی **مشاهده‌ی** مستقیم آزمودنی‌ها بنا شد.
  • The study was based on direct observation of the subjects.
  • مشاهده در اینجا به معنای جمع‌آوری داده‌ی حسی است.