مشتری /moʃtæˈriː/ Noun
- English
- customer
- Polski
- klient
Example
- راهبردهای بازاریابی برای هدفگیریِ (جذب کردن / پیدا کردن / شناسایی) مشتریان بالقوه برای رشد ضروری است.
- Marketing strategies to target potential customers are essential for growth.
- واژه «مشتری» در فارسی بسیار رایج و خنثی است.