نسبت /nesbat/ Noun

English
ratio
Polski
proporcja / przewaga w głosach

Example

  • نسبتِ معلم به دانش‌آموز در این مدرسه بسیار بالا است.
  • The school has a very high teacher-student ratio.
  • استفاده از ترکیب اضافی (کسره) برای پیوند دو اسم ضروری است.