ثبات دادن /sobɒːt dɒːdæn/ Verb
- English
- stabilize
- Polski
- ustabilizować / stabilizować
Example
- وضعیت بیمار پس از عمل جراحی، «استوار شد» (پایدار گشت).
- The patient's condition stabilized after the surgery.
- استوار شدن در اینجا به معنای بازگشت به حالت عادی است.