قبیله‌ای /ɢæbiːlæˈjiː/ Adjective

English
tribal
Polski
plemienny

Example

  • موزه‌ی ما نمایشگاهی از هنرِ **قبیله‌ای** آمازون را به نمایش گذاشت.
  • The museum featured an exhibit on tribal art from the Amazon.
  • این واژه در بافت هنر و فرهنگ سنتی به خوبی جا می‌افتد.