رقیب /ræˈɢiːb/ AdjectiveEnglishrivalPolskirywalExampleدو شرکت رقیب (شرکتهای رقیب) قرارداد ادغام را امضا کردند.The two rival companies signed a merger agreement.استفاده از «رقیب» به عنوان صفت، بسیار رایج و طبیعی است.