سفیر /sæfiːr/ Noun

English
ambassador
Polski
ambasador

Example

  • سفیرِ بریتانیا در ایتالیا جشنی در سفارتخانه برپا کرد. (سفیرِ بریتانیا / نماینده تام‌الاختیار / فرستاده ویژه)
  • The British Ambassador to Italy hosted a gala at the embassy.
  • استفاده از اِضافه (سفیرِ بریتانیا) کاملاً طبیعی است.