ستاره /setɒːˈɾɛ/ Noun

English
star
Polski
gwiazda

Example

  • شب صاف بود و هر [ستاره] می‌درخشید. — از: ستاره (اختر / نجم) — شب صاف بود و هر ستاره می‌درخشید.
  • The night was clear, and every star was visible.
  • استفاده از «ستاره» برای زیبایی شبانه رایج است.