شل /ʃol/ Adjective

English
loose
Polski
luźny

Example

  • پیچِ صندلی شل شده است. (شل شدن / سست بودن / آزاد بودن)
  • The screw on the chair is loose.
  • در اینجا «شل» رایج‌ترین و طبیعی‌ترین انتخاب است.