بزرگمنش /bozorg.mæneʃ/ Adjective
- English
- noble
- Polski
- szlachetny
Example
- او یک فداکاریِ **شریفانهای** برای خانوادهاش انجام داد. (فداکاریِ والا / ایثارِ شریف)
- She made a noble sacrifice for her family.
- استفاده از پسوند «انه» برای تبدیل صفت به قید یا تأکید بر کیفیت.