طغیان /toɣjɒːn/ Noun
- English
- rebellion
- Polski
- bunt
Example
- شمال کشور علیه دولت «به پا خاست» (شورش / عصیان / نافرمانی)؛ این یک حرکت بزرگ بود.
- The north of the country rose in rebellion against the government.
- استفاده از فعل مرکب «به پا خاستن» بسیار طبیعیتر است.