سندروم /sæn.dɾom/ NounEnglishsyndromePolskisyndromExampleکودک با یک «سندرم» ژنتیکی نادر متولد شد. (نشانگان / عارضه / اختلال)The child was born with a rare genetic syndrome.در اینجا «سندرم» به دلیل رسمیت و دقت پزشکی ترجیح داده میشود.