ترکیدن /tæɾeˈkiːdæn/ Verb
- English
- burst
- Polski
- pęknąć / wybuchnąć
Example
- اگر بادکنک را بیشتر باد کنی، **میترکد** (ترکیدن / پاره شدن / منفجر شدن)!
- That balloon will burst if you blow it up any more.
- استفاده از آینده ساده (میترکد) برای بیان قطعیت قریبالوقوع.