اتفاقی /etefɒːqiː/ Adjective
- English
- random
- Polski
- losowy
Example
- کشتارِ بیهدفِ انسانهای بیگناه، ملت را شوکه کرد. (کشتارِ تصادفیِ انسانهای بیگناه، ملت را شوکه کرد.)
- The random killing of innocent people shocked the nation.
- استفاده از 'بیهدف' بار احساسی بیشتری دارد.