بهرسمیتشناسی /be-ɾæs-miː-t-ʃenɒːsiː/ NounEnglishrecognitionPolskiuznanieExampleهیچ اثری از **به رسمیت شناختن** در چشمانش دیده نمیشد.There was no sign of recognition in his eyes.اینجا منظور درک متقابل یا توجه است.