طوفان /tuːfɒːn/ NounEnglishstormPolskiburzaExampleطوفانِ سهمگین، درخت کهنسال را از جا کند. (تندباد / گردباد / بادِ سخت)A fierce storm destroyed the old oak tree.«سهمگین» حس قدرت ویرانگر را میرساند.