عمو /æmuː/ NounEnglishunclePolskiwujekExampleعمویِ من خلبان است. (عمو/دایی/والدینِ برادر) — او برادرِ پدرم است.My uncle is a pilot.در فارسی، عمو (پدری) و دایی (مادری) کاملاً مجزا هستند.