وگرنه /væɡærnæ/ Adverb
- English
- otherwise
- Polski
- inaczej
Example
- والدینم پول قرض دادند؛ وگرنه نمیتوانستم از پس هزینه سفر برآیم.
- My parents lent me the money; otherwise, I couldn't have afforded the trip.
- تأکید بر نتیجهی جایگزین در صورت عدم وقوع شرط.