معنی /mæʔniː/ Noun
- English
- means
- Polski
- środek
Example
- ایمیل یک **وسیلهی** ارتباطی بسیار مؤثر است. (ایمیل یک **راه** / **روش** ارتباطی بسیار مؤثر است.)
- Email is a highly effective means of communication.
- در اینجا «وسیله» بار معنایی ابزار مدرن را دارد.